یه مگسه، یه هفته‌ست وارد خونه‌مون شده و بیرون نمی‌ره. شنبه -این تعطیلیا که تموم شد- می‌خوام برم براش شناسنامه بگیرم. دو روز پیش نشست رو میز، اومدم بزنم بکشمش، یهویی اشک تو چشام جمع شد و صداش زدم: «پسرم!» دیشب هم نشست رو پام با هم فیلم دیدیم. می‌خوام به سرپرستی بگیرمش. اسمش هم می‌ذارم «زلاتان»!

    نکن بابا! نکن! زلاتی نکن بابایی! حالا نه! کار دارم. اذیت نکن بچه!... [شترق!] توله‌سگ دوباره در رفت!... «بچه‌داری هم سخته ها!»


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:17 PM  توسط حسام دات كام  | 

این نوشته در شماره‌ی ۲۷ مجله خط‌خطی-شهریور ۹۲ منتشر شده است. قسمت‌های بعدی را در شماره‌های بعدی مجله بخوانید.
 
    چهار نظریه‌ی مطرح و بنیادین در مورد پیدایش و اختراع کلید وجود دارد که از چهار روش پژوهشی متفاوت به چهار نتیجه‌ی مختلف رسیده‌اند.
    ۱. روش ردیابی یا منشاشناسانه:
    منطقی‌ترین و بهترین روش یافتن منشا پدیده‌های نخستین، یافتن منشا پدیده‌های نخستین است. با استفاده از این روش پیچیده، برای یافتن نخستین کلید، بهتر است سراغ نخستین در بروید. اما درهای نخستین... یعنی اصلن در دوران نخستین هیچ دری وجود نداشته است. ببینید!


بالا:این مثلن یک در خیلی قدیمی که حتا بیرون و درونش مشخص نیست.
چب،بالا: این هم یک ساختمان بسیار کهنه‌ که نه تنها در ندارد. بلکه پیکر هم ندارد.
چپ،پایین: این هم که «دروازه» تخت همیشه جمشید خودمان است. همه جایش باز است! اصلا در ندارد. فوقش دو تا از این نگهبان‌ها با نیزه دم در می‌ایستاده‌اند.
  
 
    پروفسور فردین گل‌افشان، مدرس دانشگاه دورهام انگلستان که با نام هنری «فامیل دور» نیز فعالیت دارد در
این رابطه می‌گوید: «اگر به دنبال اولین در بروید در آن درمانید. بهتر است به جستجوی نخستین قفل باشید.» اما نتیجه‌ی تحقیق و مطالعه‌ی بیشتر در این زمینه، رسیدن به سوال دیگری از جنس آن معمای ازلی-ابدی مرغ و تخم‌مرغ خواهد شد: اول قفل بوده است یا کلید؟
 
 پروفسور فردین گل‌افشان معتقد است که نخستین در هیچ کلیدی نداشته است و کلیدها اصالت در را از بین برده‌اند.
 
 
     ۲. روش مورفولوژیک یا ریخت‌شناسانه:
    دکتر اوزه بیو فالانجی، محقق برجسته‌ی علوم مسطح، در مقاله‌ای در نشریه‌ی «علوم تجربی» سال سوم دبستان ۱۹۹۲، نظریه‌ای بروز داد که بنیان نظریات کلیدی را زیر سوال برد. او پس از سال‌ها تحقیق و مطالعه بر روی شکل کلید، به این نتیجه رسید که کلید از اره آمد پدید. [نثر مسجع رو داشتید!؟] مطالعه نمی‌خواست. کافی است نگاهی به شباهت‌شان بیاندازید.
این نظریه به دلیل این‌که وجود سوراخ ته کلید را به خوبی توجیه می‌کند، نسبت به دیگر نظریات برتری قابل توجهی دارد.
 
    او با استناد به مدارکی از شکل درهای اولیه، در زمانی که بشر تازه از غار به خانه آمده بوده، بیان می‌دارد که تا زمان اختراع قفل، بشر نه چندان اولیه برای بستن در از روش کوبیدن تخته بر در استفاده می‌کرده است. عین این کارتون‌ها. شب هم در را با اره باز می‌کرده است. کم‌کم از لحاظ امنیتی، برای هر خانه‌ای اره‌ی منحصر به فرد ساخته شد که دندانه‌هایش فقط مختص در همان خانه بود. این اره‌ها در واقع نخستین کلیدها بوده‌اند که پس از مدتی به شکل کلیدهای امروزی درآمدند.
    ۳. روش کاربردشناسانه:
     از لحاظ کاربردی، کلید هر چیزی است که گشایش‌کننده، گشایش‌گر، گشاننده یا گشاینده باشد. تاریخ نشان می‌دهد که اسکندر مقدونی نخستین کسی است که از کلید استفاده کرده است؛ برای کشورگشایی. گروهی نیز معتقدند که نخستین کشورگشایان ایرانیان بوده‌اند که حتا از انواع متنوع کلید برای این کار استفاده می‌کرده‌اند. 
یک اسکندر مقدونی در حال کشورگشایی با کلید شمشیر
 


ایرانیان همیشه باستان در حال گشودن کشور با کلید تدبیر و دیگر کلیدها


    ۴. روش‌ معناگرا یا مفهوم‌شناسانه:
    یونانیان برای این که کم نیاورند نظریه‌ای را بروز دادند که طبق آن کلید در اصل یک مفهوم فلسفی و ذهنی بوده که اول بار توسط یونانیان باستان نهادینه شده و بعدها به صورت وسایل گشوننده و به شکل فیزیکی و عینی عرضه شده است. آن‌ها به کتاب «وقایع اتفاقیه در آتن» نوشته‌ی دریوس پرفیوس، تاریخ‌نگار ورژن ۲۰۰۰ قبل از میلاد اشاره دارند که بر اساس آن مردم یونان که از بحران‌های اقتصادی و بیکاری رنج می‌برده‌اند سر چهارراه جمع می‌شده‌اند و بعضی، از بیکاری فکر می‌کرده‌اند. به بیکارهایی که فکر می‌کرده‌اند «فیلسوف» می‌گفته‌اند. به آن‌ها که فکر نمی‌کردند هم هیچ‌چیز نمی‌گفتند؛ نهایت به‌شان می‌گفته‌اند: «بیکار» یا «کارگر فصلی». روش تفکر این فیلسوف‌ها این بوده که روی موضوعی کلید کنند. این‌ها اولین کلیدها بوده‌اند. 
 
 

    - کلید در عرصه‌ی سیاست:

    نمودار تغییرات فرمی و ظاهری انواع مختلف کلید در طول تاریخ بشریت، همپوشانی خیره‌کننده و نمادینی با تاریخ انواع سیاست‌ورزی دارد. به طوری که در دوره‌های قدیم، فقط یک کلید وجود داشته است: «شاه‌کلید». اما با پیشرفت‌های اجتماعی و سیاسی و همزمان با پیدایش دموکراسی، «دسته‌کلید» به عرصه‌ی ظهور می‌پیوندد. در دوران معاصر و با مخدوش‌شدن چهره‌ی دموکراسی در جوامع غربی، «صفحه‌کلید» از این سرزمین‌ها برخاسته است که با مطالعه‌ی بر روی آن، می‌توان لایه‌های زیرین این -به اصطلاح- دموکراسی را کنکاشیدن نمود.
 
 
 
    در ابتدای سال جاری، رییس‌جمهور جدیدی در کشور ایران انتخاب شده که نماد تبلیغاتی‌ش کلید بوده است. اما به نظر می‌رسد که همین کلیدهای صفحه‌کلید بیشتر به درد او خواهند خورد تا آن کلید کذایی. برخی صاحب‌نظران معتقدند که او باید به جای این کلید از کلیدهای Ctrl و Z  به صورت همزمان و طولانی استفاده کند. یک منبع مطلع نیز گفته رییس‌جمهور جدید پس از روی کارآمدن و مشاهده‌ی امور، کلیدش را با کلید  Esc عوض کرده است اما از طرفی گروهی از مشاوران سیاسی و اقتصادی، استفاده از این کلیدها و یا کلیدهای مشابه Backspace و Del و یا حتا Home را بی‌فایده دانسته و تنها کلیدهای مفید در این وضعیت را ترکیب Ctrl+Alt+Del می‌دانند.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 7:23 PM  توسط حسام دات كام  |