برنامه‌ای بود در مذمت ماهواره با نام «اثیر» عنوان این بخش: «آینه‌های پوشالی»!!! (یک: باورتون می‌شه هنوز تلویزیون از این جور اسما می‌ذاره: رویای کبود، یخ در بهشت، عنکبوت شیشه‌ای، کابوس خبوس! و...) 
دختره خودش رو معرفی دقیق کرد؛ از شیراز، احتمالن چهار رفم آخر کد ملی‌ش رو هم گفت من نشنیدم. تعریف می‌کرد مادرش غمگین و افسرده بوده، خونه این و اون ماهواره دیده بودند، واسه این که شاد بشه، براش ماهواره خریدند!!!!! (دو: استفاده از ماهواره به عنوان درمان؟ احتمالن به دلیل شباهتش به قرص، اون هم قرص روان‌گردان!؟ احتمالن از سیگاری هم به دلیل شباهتش به شیاف، استفاده‌ی دارویی می‌کنند. اون هم برای درمان افسردگی!)
    بعد در یک روایت کلاسیک سه‌پرده‌ای‌طوری، وارد قسمت بعدی شد که رفتار مادر عوض شد: قبلش به همه‌ی کارای خونه می‌رسید، «غذاش همیشه سر وقت بود!» اما چون سریالای ماهواره رو می‌دید و دنبال می‌کرد... (سه: یعنی کیفیت فاضلابی سریالای تلویزیون عمدیه؟ یا اگه اسیر سریالای صدا وسیما بشی مباحه؟!) 
    خلاصه که مادره حواسش پرت بود و... همین دیگه! فکر کردید واقعن می‌تونستم بیش از این تحمل کنم و نگاه کنم!؟ یعنی واقعن آخرش چی می‌تونسته باشه؟! (چهار: فتوای جدید: ماهواره اگر باعث کاهش کیفیت سرویس‌دهی زن در خانه نشود، اشکال ندارد، هر چند بهتر است نباشد که مادر دل به کار بدهد!)

    یعنی تلویزیون ایران رو همین‌جوری از جلوش رد شی، نکته‌هاست که می‌پاشه تو صورتت!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 11:1 PM  توسط حسام دات كام  |