در این بخش به این بررسی پرداخت خواهیم نمود که نیروی انتظامی چه وظایفی داشته و آن روز چه کرد و خواهیم دید که نیروی انتظامی حتی بسیار فراتر از توان و وظیفه‌اش به مددرسانی اشتغال داشته و تعامل بسیار خوبی میان خود و شهروندان اعم از مردم همیشه فارس و غیره داشته است.

در این بخش به این سوال پاسخ خواهیم داد:
نیروی انتظامی چگونه به وظایفش انجام رسید!؟

در واقع در آن روز اصلا هیچ نیازی به حضور نیروی انتظامی دیده نمی‌شد و هر چه بود حماسه آفرینی حضور شهروندان در همکاری با پلیس بود. به تصاویر که بنگرید هیچ اتفاق خاصی را در جریان مشاهده نمی‌کنید.

 
عده‌ای به صورت خودجوش برای همکاری با نیروی انتظامی در طرح جمع‌آوری دیش‌های حامل ماهواره آمده بودند.


یک کارمند سفارت در حال تنظیم دوربین مدارچرخش


یک شهروند دانشجو در حال بازی مفرح فریزبی


آن‌قدر فضا آرام و پرعطفه و دوست‌داشتنی بود که عده‌ای حتی برای ثبت آن عکس یادگاری می‌گرفتند. چطور نیروی انتظامی حاضر شود چنین فضای دوست‌داشتنی‌ای را از مردم بگیرد؟


خوشبختانه دانشجویان متعهد و باایمان حریم را نیز به خوبی رعایت می‌کردند تا نیازی به زحمت گشت ارشاد هم نباشد.


اصلا سانس شب برای خانم‌ها بود. البته تعداد مراجعین خواهر، اندک‌تر بود و ازدحامی نیافرید.

اما با این وجود نیروی انتظامی مراقبت دقیقی بر اوضاع داشت و به نهایت مراقبت حال شهروندان را مواظبت نمود.


هر دانشجویی هر جا می‌رفت، یکی دو مامور همراهش می‌شد تا مبادا اتفاقی برای این نوگلان دشت دانش آینده بشریت بیافتد.

صحنه‌های دیگری از این همیاری سراسر مهربانی و دلسوزی را مشاهده کنید:




نیروی انتظامی حتی مراقبت بسیار شدیدی از حقوق حیوانات می‌نمود. شهروندان که جای خود!


و بر خلاف باور عمومی، پلیس ایران هیچ مخالفتی با گرافیتی ندارد.
(حاج آقا آدرس وب‌سایت می‌نویسه!؟ من که هر چی فکر کردم کلمه انگلیسی یادم نیومد که توش دو ‫تا w پشت سر هم باشه!)

پلیس اشراف کاملی بر همه جنبه‌ها داشت. مثلا مراقبت شدیدی داشت تا دانشجویان تحت شدیدترین حملات جنگ نرم واقع نگیرند:

یا مراقبت از اموال ملکه انگلیس:

اما پشت این ظاهر حلبی، نیروی انتظامی در مواقع لازم اقتدار خود را بدون گذشت و دلسوزی و با استحکام بالا نشان داده و ذره‌ای از وظایف خود کوتاهی نکرد:

و اجازه نداد آحادی، دست به ماموران بزند:

نیروی انتظامی، به شدت از در سفارت مراقبت می‌کرد.


مناطق استراتژیک دیگر هم شناسایی و با دقت سرشار از اخم از آن مراقبت می‌شد.


اتاق همسر سفیر یکی از این نقاط بود که سربازی بر در آن گمارده شده بود تا حتی ناموس اجنبی هم خدشه‌دار نشود.


در غیاب ماموران راهنمایی و رانندگی، وظیفه خطیر آنان نیز بر دوش پلیس بود.


و بر خلاف دانشجویانی که واحدهای زبان‌شان را درست و درمان پاس نکرده بودند، نیروهای انتظامی به زبان مسلط بوده، از این فرصت برای ارتقای سطح زبان خود استفاده کردند و تعامل فرهنگی مناسبی با کارمندان سفارت داشتند:

‪-Is this your dog?
‪-No! It's my aunt's! What do they do?
‪-They are students?
‪-What do they study?
‪-They study Vandalism Engineering... گواهی اشتغال به تحصیل چی می‌شد؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 12:1 PM  توسط حسام دات كام  |