چني تند از دوستان! در مورد نوشتهي «پيرامون محافظهكاري ملي» توضيح خواستند. توضيحي در كار نيست. همهي حرفم همان است. هر چه ميخواهيد برداشت كنيد! اما ظاهرا بعضي با معناي اصطلاح «گندهگوزي» آشنا نيستند. توضيح من در همين مورد است.
همهي ما در گفتگوهاي زيادي فعال، مخاطب يا حاضر بودهايم كه در آنها بحث اصلي يا فرعي، برشماري و دستهبندي ويژگيهاي منحصر به فرد و نيست در جهان مثبت يا منفي –والبته بيشتر منفي- ايرانيان است. من كه معتقدم «همهي مردم دنيا انسان هستند و همهي انسانها يك جور»1 البته اختلافاتي هست كه آن هم نتيجهي اين است كه شرايط و زمانه و جغرافياي متفاوت، بعضي ويژگيهاي ذات همهجا يكسان انسان را برجستهتر يا گودتر2!! از بقيه ميكند. ول كن اين بحث انسانشناسي را... با وجود اين حرفها يكي از ويژگيهايي كه من مختص هموطنانم ميدانم، همين «گندهگوزي» است كه هيچ واژه و عبارت ديگري نميتواند اين معنا را برساند وگرنه از اين لفظ استفاده نميكردم!
«گندهگوزي» همان «سنگ بزرگ برداشتن» است. همان «فيل هوا كردن». همان «جفتكپراندن». همان... همهي اينها هست و هيچكدام نيست! همان است كه باعث ميشود وقتي در كل دنيا كاه بارمان نميكنند (درست يا غلط) براي ادارهي جهان مانيفست بنويسيم. همان است كه باعث ميشود وقتي حتي چهار درصد ساختمانهاي پايتخت كشور داراي كمترين استانداردها هم نيستند، چهارمين برج بلند دينا را بسازيم –يا بهتر بگويم «نسازيم»!- و عين خر توي گلش بمانيم! همان كه باعث ميشود هنوز از پسرفت اقتصادي به سكون اقتصادي نرسيده براي پيشرفت اقتصادي برنامه بنويسيم! همان است كه باعث ميشود تصميم بگيريم در جواب فيلم «300» يك فيلم خفن بسازيم (وقتي هر ده سال يك بار يك فيلم عين آدم ميسازيم). همان كه باعث ميشود نويسندههايمان الف-ب را كه ياد گرفتند فكر شكستن قواعد زبان و رمان بيافتند و دانشجويان هنر اولين اثرشان را بزرگترين مسترپيس كل دوران بدانند و...
ما ايرانيها شايد «دروغگو»، «حريص»، «تنبل»، «احمق» و هزاران چيز ديگر باشيم، اما انسان كلا دروغگو و حريص و تنبل و احمق و هزاران چيز ديگر است! اما هيچجاي دنيا يا بهتر؛ در كمتر جاي دنيا... نه! همه جاي دنيا پلهها را يكي-يكي ميروند. اگر هم سوار آسانسور ميشوند سرعتش را تحمل ميكنند. براي رسيدن به طبقهي بيستم بايد طبقهي اول سوار شد و 18 طبقهي ديگر را از سر گذراند.