يك لحظه اميد به تحقق آن آرزوي يك لحظهاي
آن زمان كه تازه زمزمههاي حضور مير حسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري امسال آغاز شده بود، در كنارش سخني از احتمال توافق و اجماع دو جناح «اصولگرايان» و «اصلاحطلبان» هم بر او وجود داشت. براي يك لحظه به اين فكر كردم كه آيا ممكن است؟ تصور اين كه اين دو جناح فارغ از اختلافاتشان كه آنها را به دشمنان خوني يكديگر تبديل كرده، با در نظرگرفتن مصلحت واقعي كشور بتوانند به اتحاد و همفكري برسند، در اين وانفساي ياس و نااميديِ حاكم، بسيار رويايي، آرماني، خواستني(!) و اميدواركننده به نظر ميرسيد و برقي از اميد و نشاط مردم را در تاريكي فضاي فكري اجتماعي تجسم ميكرد. (صرفنظر از اينكه اين اجماع بر چه شخصي با چه ويژگيهايي حاصل ميشد. خواه موسوي، خواه هر شخص ديگري، نفس اين اتفاق مهم بود.) افسوس كه اين اتفاق حتي در حد يك روياي اميدواركننده هم تنها براي لحظهاي دوام داشت و اين دشمني، به خصوص با يكدندگي جناح حاكم، تنها شيب سقوط مملكت به قعر درهي نابساماني و انزوا و... را افزايش ميدهد و «اميد» به يك واژهي مجازي تبديلشده و «تغيير» فقط در راستاي بدتر شدن ممكن است.