زمین چمن استادیوم آزادی شده «نیازمندیهای همشهری»! سه چهار ردیف آگهی جاندار اون پشت گذاشتند، موندم اگه مثل استادیومهای انگلیس بود چیکار میکردند؟ حتما تماشاچیهای چند ردیف اول باید میگرفتند دستشون! (تازه حالا روی اینا، صدا و سیما هم اسکی میکنه بماند!) آخه تو این مملکت هیچ قانونی غیر از «تا میتونی ازش پول در بیار» وجود نداره!؟ یعنی هیچ محدودیتی جز «تا جا داره» و «تا نترکیده» نیست!؟ اینا رو حتما باید تو قرآن یا رساله نوشته باشند آخه!؟
پ.ن.۱. یه لحظه رفتم کانال ۳، بازی پرسپولیس و نفت آبادان بود، این وضع رو دیدم، اون قدر خنده هیستریک کردم خانم داشت زنگ میزد آمبولانس بیاد! دو تا پارچه توری مزخرف رو با نخ بسته بودند پشت دروازه با یه وضع اسفناکی! انگار لحظه آخر اسپانسر اومده یه پولی گذاشته کف دست باغبون ورزشگاه، گفته برو اینا رو ببند اونجا!
پ.ن.۲. رو لباس نفت آبادان، زیر یقهشون نوشته «زمزم». روی پیرهن، جای همیشگی آگهیها: موسسه مالی مور و ملخ! پشت پیرهنشون، جای اسم بازیکنا، یه زمینه سفید خورده و نوشته هواپیمایی فلان و اون زیر یه جملهای در وصف نفت آبادان و اینا...! آقای مدیر تیم! پیشونیشون هم جا داره لوگو بزنی ها! (یعنی اصلا الزامی نیست که اسم بازیکن هم نوشته بشه؟)
پ.ن.۳. آقای فردوسیپور این هفته تو برنامهش بیهوا سوال کنه: مثلا آگهی اون سمت پشت دروازه فلان تیم چی بود؟ ببینم چند درصد جواب میدند. آخه مسئولان فوتبالی معلوم نیست چه گلی لگد میکنند، تو اسپانسر بدبخت که داری پول میدی اون پشت برات آگهی بذارن که همون یه ذرهش هم نور میافته توش دیده نمیشه، مگه پول از سر راه آوردی!؟ یک صدهزارمیلیونیم اون رو بدی، تو انقلاب تراکت پخش کنند، به خدا بیشتر داره واسهت!
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور ۱۳۹۰ساعت
10:10 AM توسط حسام دات كام
|