بعد از آن همه جایزه و تحسین و با مرور کوتاهی بر بازتاب موفقیت‌ها و نقدها و اظهارنظرها پیرامون «جدایی نادر از سیمین» -به ویژه در آمریکا- کاملن می‌شد کسب جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی توسط این فیلم، از آکادمی هنر و علوم سینمایی آمریکا را حدس زد –یا به عبارت بهتر پیش‌بینی کرد. بنابراین هیجان من بیشتر بابت نامزدی فیلم در بخش بهترین فیلمنامه بود که خودش خجسته‌ترین و بزرگترین و نادرترین اتفاقات بود.۱ در لحظه اعلام نام فیلم توسط ساندرا بولاک نیز، واکنش خاصی نشان ندادم (که بیشتر برای رعایت حال همسایگان بود! که با توجه به واکنش شدید‌اللحن دوستان همراه، که فریاد شوق من چیزی از آن کم نمی‌کرد و بر آن نمی‌افزود، کاش خودم را بروز داده بودم!) اما وقتی سخنان او بر روی سن خاتمه یافت، حس تحسین من نسبت به این هنرمند بزرگ، بلکه این انسان بزرگ سراسر وجود من را فرا گرفت. صبح که دوباره مراسم ضبط‌شده را دیدم و روز بعد که بر پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها، همه‌جا اصغر فرهادی بود و اسکارش، واقعا عظمت این لحظه بر من تاثیر گذاشت و بغضی عجیب را در گلویم احساس کردم.
    آدم احساسی‌ای نیستم (اگرچه شاید در بسیاری موارد به راحتی تحت تاثیر قرار بگیرم. به ویژه وقتی پای سینما در میان باشد.) و نمی‌خواهم از این متن‌های ملی، میهنی، ناسیونالیستی بروز بدهم. هنوز هم چیز جدید و دلیل تازه‌ای برای افتخار و غرور به ایرانی بودنم نمی‌بینم و البته هیچ‌گاه شرمی هم از ایرانی بودنم نداشته‌ام (مهم‌ترین دلیلش این است که سال‌هاست در کشوری جز وطنم ایران نبوده‌ام.) و به این راحتی هم نمی‌توانم دستاوردهای فرد دیگری را به هر دلیلی به خودم بچسبانم. به‌ویژه آن‌که خودم رویای سینماگرشدن دارم. معمولن موفقیت‌های دیگران هم به این راحتی من را خوشحال نمی‌کند و در این مورد علاوه بر این که شدیدن به موقعیت اصغر فرهادی غبطه می‌خورم و در واقع به او حسودی‌ام می‌شود، باید سر دشمنی با او هم برگیرم که یکی از رویاهای همیشگی من را که می‌خواستم اولین برنده ایرانی اسکار باشم را بر باد داد!! اما احساسی که داشتم فقط و فقط برای بزرگی و افتخار این مرد است که شایسته‌ترین است برای ایستادن بر این قله بلند. آن‌گاه که گفت:

«سلام به مردم خوب سرزمینم

At this time, many Iranians from all over the world are watching us and I imagine them to be very happy. They are happy not just because of an important award or a filmmaker. But At a time [that] the talk of war, intimidation and aggression is exchanged between politicians, the name of their county, Iran, is spoken here through her glorious culture, a rich and ancient culture that has been hidden under the heavy dust of politics. I proudly offer this award to the people of my country, the people who respect all cultures and civilizations and despise hostility and resentment.»

«در این هنگام، بسیاری از ایرانیان از سراسر جهان به تماشای ما نشسته‌اند و تصور می‌کنم که همه بسیار خوشحال‌ند. شادی آنان نه فقط برای یک جایزه مهم و یا یک فیلمساز است بلکه از آن رو است که در زمان بگو مگو بر سر جنگ و تهدید و پرخاشگری میان سیاستمداران، نام کشورشان ایران این‌جا به واسطه فرهنگ پرافتخارشان برده می‌شود؛ فرهنگی غنی و کهن که مدت‌ها است زیر غبار سیاست‌بازی مدفون شده است. مفتخرم که این جایزه را به مردم کشورم تقدیم کنم. مردمی که به همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام می‌گذارند و با دشمنی و نفرت دشمن‌اند.»

    تحسین و احترام، تعظیم و به پاخاستن در برابر اویی که با سال‌ها تلاش در کسب دانش و اندوختن تجربه و پیمودن یک به یک پله‌های اعتلا و موفقیت، با صبوری در برابر همه مشکلات و در برابر همه دشمنی‌ها و موانع و... به بالاترین جایگاه‌های ممکن رسید و آن‌گاه که همه چشم‌ها به او دوخته بود و هر گاه که میلیون‌ها گوش شنوا داشت، یک بار «من» نگفت. در عوض جایزه‌اش را به مردم‌ش تقدیم کرد و حالا من هم در آن سهمی دارم.
    سزاوار است ستایش اویی که به تنهایی راهی را پیمود و در جایی ایستاد که بار دیگر ارمغان نایابی و فراموش‌شده‌ای برای مردم ایران بیاورد و همه را تقدیم آنان کند: شادی و همدلی را. مردمی که سال‌هاست فراموش کرده‌اند می‌توانند برای یک موضوع و یک دستاورد واحد خوشحال شوند و کف بزنند و فریاد بکشند و دشمنی‌ها را فراموش کنند و دردها را برای –هر چند- لحظاتی کنار بگذارند.

    به افتخار بزرگی اصغر فرهادی و برای همه‌ی زیبایی‌های سینما.



۱ -  شب اسکار اعلام کردم که اگر این جایزه به اصغر فرهادی داده شود، خودم را از تراس پایین می‌اندازم! باید از همکاری اعضای آکادمی در حفظ جانم تشکر کنم!

برچسب‌ها: اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, اسکار
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 3:38 PM  توسط حسام دات كام  |