با این غروب از غم سبز چمن بگو /اندوه سبزه‌های پریشان به من بگو 
اندیشه‌های سوخته‌ی ارغوان ببین /رمز خیال سوختگان بی سخن بگو 
آن شد که سر به شانه‌ی شمشاد می‌گذاشت /آغوش خاک و بی‌کسی نسترن بگو 
شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر /ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو 
آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک/ با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو 
از ساقیان بزم طربخانه‌ی صبوح /با خامشان غمزده‌ی انجمن بگو 
زان مژده‌گو که صد گل سوری به سینه داشت /وین موج خون که می زندش در دهن بگو 
سرو شکسته، نقش دل ما بر آب زد /این ماجرا به آینه‌ی دل‌شکن بگو
آن سرخ و سبزِ سایه بنفش و کبود شد /سرو سیاه من ز غروب چمن بگو

ه.ا.سایه

این غزل بی‌نظیر را با صدای خود شاعر گران‌قدر این‌جا بشنوید.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 5:53 PM  توسط حسام دات كام  |